سخنران و نویسنده انگیزشی، زیگ زیگلار (1926-2012) در قرعه کشی خود در آلاباما علاقه داشت که بگوید: “انگیزه مانند دوش گرفتن است، اثر دائمی نیست”. این تشبیه ایشان به دلیل حقیقتی عمیق و ماندگار همیشه در ذهنم مانده است. همه چیز در زندگی و کسب و کار، از جمله طرز فکر ما، نیاز به توجه و شست و شوی منظم و مداوم دارد، وگرنه در نهایت بوی بدی خواهند داد.

به عنوان یک مدیر یا رهبر، ممکن است مواقعی از ایجاد یک چشم انداز الهام بخش، ترسیم انتظارات واضح و توانمندسازی تیم خود ناامید شوید، و چند هفته بعد متوجه شوید که سرعت همه چیز کند شده است و سطح انگیزه پایین تر از شکم یک مار است. (تصور می کنم زیگ اینگونه تعبیر می کند).
وقتی این اتفاق میافتد، باور شما به تیم کاهش مییابد و ذهن شما وسوسه تان می کند که از مدیریت تیم کنارهگیری کنید و خودتان کار را انجام دهید. من این موضوع را درک می کنم، زیرا نه تنها خودم این را تجربه کرده ام، بلکه صدها مدیر اجرایی را که این موضوع را برای من تعریف کرده اند، مربی گری کرده ام.
اجتناب از پارادایم والدین
بسیاری از مدیران مسئولیت رهبری را همانند والدین انجام می دهند. آنها ناخودآگاه کارکنان خود را کودکانی می بینند که نیاز به نظارت دائمی دارند. همه ما بچه هایی را می شناسیم که تا زمانی که تحت نظارت نباشند، دوش نمی گیرند. مشکل این رویکرد این است که وقتی با بزرگسالان مانند کودکان جلب رفتار می کنید، آنها نیز دقیقا” همانگونه پاسخ می دهند و از هرگونه مالکیت یا مسئولیت اعمال خود اجتناب می کنند.
در جایگاه یک پدر و مادر، و با تجربه سالهای نوجوانی، مجبور شدم نیاز به ایجاد مرزها و در عین حال تشویق مالکیت و کشف پیامدهای آن را دنبال کنم. در عین حال من همچنین غرور و لذت را توامان تجربه کرده ام و شاهد بوده ام که فرزندانم هدف و نیت خود را پیدا کرده و شروع به تمرین خود راهبری کرده اند.

شما نمی توانید دیگران را رهبری کنید مگر اینکه…
یک اصل کلیدی خود راهبری این است که شما نمی توانید دیگران را رهبری کنید مگر اینکه ابتدا خودتان را رهبری کنید. آیا شما در مالکیت و مسئولیت الگوی دیگران هستید؟ آیا خودتان دوش انگیزشی می گیرید؟
همین الان که من این متن را می نویسم، به پایان سال 2022 و دو سال بسیار سخت برای زندگی و تجارت نزدیک می شویم، اکنون زمان تعیین اهداف برای سال 2023 و بعد از آن است، آینده ای که کاملاً مشخص نیست. خود راهبری ریشه در فلسفه رواقی دارد که به ما می آموزد:
“با واقعیت روبرو شوید، هر چند وحشیانه باشد، فقط و فقط در حالی که ایمان خود را از دست ندهید، پیروز خواهید شد.”
در روانشناسی مدرن، به این کار خودکارآمدی میگویند، این باور که شما میتوانید از پس هر کاری برآیید. مخفف مفیدی که من در مربیگری اجرایی، نوشته ها و سخنرانیهایم به عنوان تکنیک اشتراک میگذارم، “سه پ” هست. و این 3پ عبارتند از:
پذیرش واقعیت وجودی خود
پرداختن به رفتارها و عادتهای خود
پیش بردن مسیرهای تحقق اهداف خود
آنچه برای حفظ انگیزه شما ضروری است، این است که هرگز توانایی مالکیت بر طرز فکر و رفتار خود را از دست ندهید. بله، ممکن است برنامه های شما از مسیر خارج شده باشد، اما می توانید برنامه ریزی های جدیدی از نو داشته باشید.
در این چند پاراگراف کوتاه توضیح دادهام که چگونه میتوانید دوش روحی بگیرید و برای مواجهه با یک روز دیگر سرحال باشید، اما چگونه تیم یا سازمان خود را برای انجام همین کار تشویق میکنید؟
در آخرین کار نویسنده، «کتاب راهنمای رهبری جدید»، که در حین حمایت از رهبران در طول همهگیری نوشته شده است، چارچوب رهبری را به اشتراک گذاشته که نشان میدهد چگونه انسان باشیم و در عین حال دیگران را به ارائه نتایج تشویق کنیم.

انتظارات شفاف X طرز فکری مناسب و باانگیزه X رفتارهای درست = نتایج تسریع شده
تعیین انتظارات واضح، چیزی است که هر مدیری می تواند آن را عملی کند، اما من نمی توانم تعداد دفعاتی را بشمارم که مجبور شده ام به خودم و مربیانم این کار را یادآوری کنم. از طرفی، آشنایی و اعتماد میانبرهای خوبی برای انجام کارها هستند. امیدواریم افرادی را در اطراف خود داشته باشید که تا حدودی از طریق تله پاتی به آنچه شما نیاز دارید پی ببرند. این یک احساس عالی است اما می تواند بعنوان یک دام بزرگ نیز عمل کند! پس مراقب باشید.
برای مقیاسپذیری، باید تیمهایمان را به گونهای گسترش دهیم که افراد با پیشینههای متنوعی را که با آنها آشنایی نداریم، نیز شامل شود، بنابراین باید در تعیین انتظارات و شفاف کردنشان بهتر شویم.
به عنوان یک رهبر، برای موثر بودن، باید ذهنیت و انگیزه افراد خود را بشناسید. اگر واقعا” این کار را نمی کنید، بپرسید: “چه چیزی به شما برای رسیدن به این هدف انگیزه می دهد؟” این یک سوال ساده و مستقیم است، اما این آگاهی را به ارمغان میآورد که افراد تیم شما کودک نیستند، بلکه بزرگسالان یا حداقل نوجوانانی هستند که باید از انگیزهها و مالکیت خود شناخت پیدا کرده و از آنها بهره ببرند.
توانایی بیان، مشاهده، و تصدیق رفتارهای درست، یکی از شایستگی های کلیدی رهبری است که اغلب نیاز به مداومت دارد. رهبران باید تفویض اختیار کنند، نه اینکه کناره گیری کنند. کارمندان هم به بازخورد منظم نیاز دارند تا بدانند در مسیر درستی هستند یا نه؟!. این به قیاس یا استعاره نهایی من با عنوان “سوار قایق شو” می انجامد.
![]()
سوار قایق شو
فرایند رهبری وقتیکه به درستی انجام شود، پیروان شما را تشویق می کند تا خود راهبری را تمرین کنند. این به شما اجازه میدهد تا بتوانید استراتژیک فکر کنید و مسیر جدیدی را ترسیم کنید. با وجود اینکه در حین انجام این کار، تا حدی تمایل طبیعی به عقب نشینی برای برنامه ریزی خواهید داشت. به هر حال، زمان هایی را برای تنهایی جهت تفکر برای خود ایجاد کنید، اما همیشه به تیم خود بگویید که با آنها در قایق هستید، آنچه را که آنها از سر می گذرانند، می گذرانید و تا آخر با آنها خواهید بود.
بنابراین، رهبری مانند دوش گرفتن است، این یک فرآیند است و تأثیر آن دائمی نیست.
با خیال راحت این متن را با تیم خود به اشتراک بگذارید و در مورد اینکه چه کسی در قایق است و قایق به کجا می رود بحث کنید.
دیدگاه خود را بنویسید